ملا محمد مومن كرمانى

400

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

به روز كوكب جاه و جلال بندگان سپهرمكان به مدارج اقبال عروج مىنمود . در روز هفتم ، بندگان على قلى خان - كه از ورامين ، مأمور چپاول به قلعه قندهار و ساير محال ارغستان و سرحد هزاره و غيره ، و تحقيق احوال آن طايفه باغيه نابكار شده بود - وارد حضور ، و كيفيت احوال و بىبضاعتى اميرويس و طايفه ميشومه را به عرض رساند كه بفضل الله تعالى و اقبال بىزوال خاقانى ، و ميامن طالع فيروزى مطالع كشورستانى چندان بستگى و قابليت ندارد ، و غنائم وافرى نيز كه در آن سفر - از اسب و قاطر و شتر و گوسفند و ساير غنائم و اسباب و دواب به تصرف غازيان اژدرنشان و اولياء دولت ابد توأمان آمده بود - تمامى را به غازيان بخشيده ، مطلقا توقعى نفرموده كه بايد سپاه صاحب تدارك [ b 61 ] و سرگرم خدمتگذارى باشد : كسى كو ندارد ز تو سر دريغ * تو بايد ندارى ازو زر دريغ به زر مىتوان لشكر آراستن * ز لشكر توان كينه‌ها خواستن و اين مقدمه نيز موجب اميدوارى و خشنودى و جان‌سپارى ايشان شده ، از روى جان‌فشانى و اخلاص ، دامان خدمتگذارى بر كمر بندگى استوار نموده ، لوازم اميدوارى حاصل نمودند ، و به‌هيچ‌وجه از امور - امرى كه موجب خلل اركان دين و دولت ، و منافى تمناى امناى آستان سدره منزلت تواند بود - سانح نمىگرديد ، و جميع امور سپهدارى و دولت‌مندى را بر وفق مصلحت تمشيت‌پذير مىشدند .